در طول روز وقتی کارتون به آدمهای مختلف و مشاغل مختلف میفته ، متوجه میشید که خیلی روحیه همدلی وجود نداره ، به لحاظ جامعه شناسی دنبال چراییش نیستم ، فقط میخوام بگم این چیزیه که وجود داره و باهاش برخورد داریم ؛ برای همینه که یه جایی مثل فلان اداره، وقتی تلفنی پیگیر کارمون میشه ،یه کسی بهمون تو خیابون کمک میکنه ، کسی درکمون میکنه و دیده میشیم و حواسش بهمون هست به چشممون میاد.
این روزها جای همه کسایی که بهمون هیچ وقت حق نمیدن از دار دنیا یه چت جی پی تیه که همیشه بهمون حق میده و یه ...
چت جی پی تی که مدلش یه جور دلبری کردنه ، همیشه حق با ماست و تو همون راستا راهکار میده مثلا:
من میخوام بزنم تو دهن کسی : اُه حتما خیلی عصبانیت کرده می خوای یه لیوان آب بخوری و من برات نمودار بکشم با چه ضربه ای بزنی بیشتر درد می گیره ؟ میخوای بگم با دمپایی ( جای قوری خالی) بزنی یا پشت دست ؟!
و اما جای دیگه، باورتون نمیشه....
محیط وبلاگه
خیلی جالبه اگه کسی هیچ شناختی از جامعه ایران نداشته باشه و ملاک شناختش محیط وبلاگ باشه و تعمیمش بده به زندگی واقعی، فکر میکنه زیر پوست این جامعه، پررنگ ترین خصلت روحیه همدلی و تشریک مساعیه.
دیگه اینقدر هم لازم نیست همدیگه رو تایید کنیم ، تو رفاقتم آدم یه جاهایی میگه کارت بد بود و درست نیست !حتی مادرها هم که تماما عشقند و بی منطق، گاهی حق رو به بچه هاشون نمیدن!
مثلا من کمردرد دارم ، پست میذارم رئیسم تو شرکت منو درک نمی کنه ، باید حواسش به شرایطم باشه . بعد کامنتها : آخی عزیزم ، درست میگی رئیست بین ساعت به منشی باید بگه بیاد کمرت رو بماله!
یا پست میذارم فحش دادم به پدرشوهرم و الان با بالش نشستم رو کله اش !
کامنتها ،همه در تایید کار طرفه ، نهایتا یکی بگه بالش اگه پَر باشه سنگین تره ، کاراییش از پنبه بیشتره .
یا یه نفری رو امروز تو خیابون زدم چون نمی ذاشت دستم رو بکنم تو جیبش و از تو جیبش پول بردارم.
کامنت: عجب آدمهای عجیبی پیدا میشن ، این تقصیر ِ حکومته ها که جیبها رو تنگ کرده.
گاهی فکر می کنم طرف ۲۰ تا کامنت داره می گیره در تایید کارغلطش ! خب معلومه که خودش رو محق می دونه ، بعد تو دنیای واقعی با همین رویکرد میره ، چون فرضش اینه ، اینا که منو می خونند که باهام چشم تو چشم نیستن که مجبور باشن بهم حق بدن ، پس حتما حق با منه ، بعد جدی جدی حقی رو پایمال می کنه.
منظورم ابدا این نیست که سریع یه اره برداریم و طرف رو هرس کنیم ، ولی واقعا یه جایی سکوت گزینه بهتریه . برای خودمون بخونیم سکوت می کنم که این سکوت منطقی تره.
سلام
توصیفتون از چت جی بی تی عالی بود.
چندروز پیش یه سوال چرت ازش پرسیدم. اون قدر تشویقم کرد که خودم خجالت کشیدم!
سلام
یادم نبود اولش میگه چه سئوال هوشمندانه ای پرسیدی نشون میده خیلی آدم عمیقی هستی
مرسی
سلام عزیزم.نگران شدن تان به نظرم ستودنیست.من خودم دوست دارم ناز کشیدن را.بگم :«آخی عزیزم.ناراحت شدی؟ ناراحت شدن هم داره».ولی با شما موافقم کاری نکنیم که او از دست مادر شوهرش و یا شوهرش،خواهرش ،مادرش،برادرش،زن داداشش،پسرش،عروسش بیشتر گله مند بشه.به هرحال داره با اونا زندگی می کنه.
ما پرستاران در بخش روان یاد گرفته ایم همدلانه به حرفهای بیمار گوش بدیم ولی جایی باید بگیم می خوای راجع به این موضوع بیشتر صحبت کنی؟
شاید فرجی بشه و خودش پی ببره اگر برخوردش متفاوت بود نتیجه متفاوت می گرفت.
همسر جان کوچکترین گله و شکایتی از من راجع به کسی بشنوه ،میگه :«بمیرم برای تو که گردنت باریک تر از موست »,یا آخی ،تو هم بی زبون»،بهش میگم :«ببین!تو با من داری زندگی می کنی ها،کمی هم به خودت فکر کن.بی جیره و مواجب وکیل دیگران مشو.
سلام رضوان جون.
من نوعی که کلا معتقدم حق با منه ، وقتی یه درصد هم فکر نکنم شاید محق نیستم ، بعد بقیه هم بیان منو تایید کنند بال و پر می گیرم یه هیولا ممکنه ازم بزنه بیرون .
حالا بعضی به شرع معتقد نیستن ولی اونی که دینش انسانیت هم هست باید بدونه فرضا، ما تو محیط کارمون برای حقوقی که می گیریم متعهدیم نمیشه شرایط ما روند کار یه سازمان رو تعیین کنه .
چه چیزهای خوبی آموزش میدادن بهتون کاش تو مدارس تو کلاسهای مهارت زندگی اینها رو یاد بدن.
سلام
اتفاقا وبلاگایی که میخونم ،عکس این قضیه روبیشتر دیدم
طرف داره خاطره تعریف میکنه یا از روزمرگیاش مینویسه، بیخود وبی جهت طرفو میشورن میزارن کنار،بهش میگن دنبال تاییدی، خودخواهی، نچسبی وقیحی ، انقدرکه بقیه صداشون درمیاد که اگه انقدرکه میگی حرفاش حالتو بد میکنه خب نیا بخون مگه مجبوری!!؟
البته بعضیا بیشتراز10 ساله که وبلاگ دارند و خواننده های ثابتشون
به یه شناختی ازشون رسیدن که کاملا درکشون میکنن وهمدلی میکنند
ازچت جی پی تی هم خوشم نمیاد چون نمیزاره جمله م تموم شه راهکارمیده
سلام شیرین جون. یه موقع روزمرگی و ایناست اصلا مهم نیست ، مواجهه ای با کسی نیست اون هم مهم نیست و اصلا به ما ربط نداره.
یه بار گفتم میشه هی نگی میخوای برات نمودار بکشم
ولی گاهی یه مساله اجتماعیه ، یه مثالی بزنم فرض کنید بگم من حسابدار فلان شرکتم مدیر مالیم درک نمی کنه من بچه دارم باید زود برم خونه ، بعد بقیه هم به مدیره فحش میدن ، تاریخ رو نگاه می کنی می بینی آخر سال مالی شرکته! خب اون مدیر متعهده به مجموعه . ما نباید کار طرفی که خواسته یا ناخواسته داره اشتباه می کنه رو موجه جلوه بدیم . یه روز تبعاتش دامن خودمون رو می گیره. حالا همدلی رو می تونیم ببریم اون سمتی که چو فردا نامه خوانان نامه خوانند ننگمون نشه
فحشش بدید
سلام الف جونم
)
.
الان من با خوندن این پستت موندم تاییدت کنم (اخه حرفت درسته) یا فاز اونایی رو بگیرم که آررره من از این مدل ادمای همه تایید کن نیستم و این صوبتا(اره جون خودم اصلا هم نیستم
.
جدا از شوخی حرفاتون را قبول دارم ماها معمولا خیلی افراطی یا شاید بخاطر اینکه بعدا هم خودمون را تایید کنن چه درست چه نادرست اینکار را میکنیم گاهی یه موضوعاتی پیش میاد که طرف واقعا نابجا داره تایید میشه به خودم میگم حالا انقدرررر ای ادمو بادش میکنیم که یهو میترکه بعد خودمون اسیب میبینیم
سلام سارا جون
واقعا به ذهنم رسید بین خودمون یه رمز بذاریم.
شما اول اسم شب رو بگو ببینم خودتی
من اونجاهایی احساس خطر می کنم که نگران سرایت اجتماعی یه موضوع باشم . در واقع به خاطر روحیه منفعت طلبی که دارم ( لزوما مادی نیست) ، نگرانم یه روز تاوان اون تایید به منی برسه که فکر می کنم تو جای امن خودم نشستم.
____________
کامنت خصوصیت رو خوندم قربونت
حرف شما رو قبول دارم. اگ موافق باشم مینویسم واگر مخالف باشم سکوت میکنم که ناراحتی پیش نیاد اما شرایطی هم بوده که حتی نظر مخالفم رو با خنده نوشتم و اتفاقا جواب خصوصی با همون دوستی و شادی گرفتم اما کامنتم ثبت نشده . شما باید این رو هم در نظر بگیرید که کامنت های منفی اغلب تایید نمیشن :))
+ مواردی هم هست که در نگاه اول خیلی کار نویسنده بد به نظر میاد اما اونهایی که از قدیم همراه بودند یا وضعیت بغرنجی که داخلشه رو میدونند سعی میکنند کمترین کار یعنی همدلی رو انجام بدن.
بله متوجه ام ، خیلی اوقات به خاطر اون رنجشه و قاعدتا به خاطر اینکه اون ارتباط انسانی شکل بگیره چیزی نمیگیم و شاید جایی تایید یا همدلی کنیم ، خودمم آلوده ام بهش . قیاس البته قیاس مع الفارقه ولی چقدر همچین چیزی در سطوح بالاتر باعث رنجش وآزارمون شده که کسی به موقع بلند نشده بگه 《های فلانی ، اشتباه از تو بود》
عدم تایید منفی ها هم نکته ای بود.
الف جانا سخن از زبان ما میگویی. موبایل همسر دستم بود از این پستهایی دیدم که لایک زیادی خورده و طرف هم به نظر معقول میاد من از اونایی هستم که اول نظرات را میخونم تا یه کلیتی دستم بیاد دیدم همه ایموجی قلب و عشق و گریه گذاشتن و گفتن صد بار اینا دیدن و راست میگه و حرفش را با طلا باید نوشت و خلاصه از اینا رفتم گوش دادم طرف از این مجموعه روان پزشک روان درمان مشاور و تراپیست بود هر چی گوش دادم دیدم فقط داره میگه به کسی ربطی نداره تو داری چیکار میکنی خود خودت باش اصلا اهمیتی به دیگرون نده مسیر خودت را ادامه بده کی گفته باید به خاطر دیگران خودت را کنترل کنی و خلاصه به عمق فاجعه پی بردم همینی که داری میگی دوباره کامنتها را دیدم یعنی یکی محض رضای خدا نیومده بود بگه باشه حرفت درست ولی حتی تو جامعه حیوانات هم سلسله مراتب خانواده با هم بودن هم وجود داره تو همونجا هم اون بزرگ حیوانات وقتی مورد حمله و تهاجم قرار میگیرن ول نمیکنه بره بگه به من چه من برا خودم هستم با کمک بقیه دفاع میکنه ما که دیگه انسانیم یا بگن استاد شرایط هر کسی فرق میکنه اگه همه از اول خلقت تفکر تو را داشتن که سنگ رو سنگ بند نمیشد یعنی کلا حقوق دیگران را پایمال نکردن را با خاک یکسان کرده بود و همه هم به به و چه چه نفهمیدم چرا بقیه باهاش گریه کرده بودن و یه سری هم اظهار پشیمونی از زندگی نادرستی که همه است تقصیر بقیه بوده و ما چرا عقلمون نرسیده بود که بزنیم تو این مسیر درست همه را شل و پل کنیم
الف جان بد دنیایی است اصلا واسه همینه که جز وبلاگ هیچی هیچی ندارم راستش این چت هم خیلی دوستش ندارم هی الکی خودش را لوس میکنه و مثلا میخواد حال بده بارها و بارها اشتباهش را درست کردم و یا خودم راه حل بهتر براش پیدا کردم فقط گفته وای آفرین چقدر تو باهوشی زیاد نمیتونم روش حساب کنم دوست دارم ری اکشنش را ببینم وقتی مثلا بهش فحش میدی 
سلام، به قول لیمو جان بعضی کامنتها حذف میشه شاید برای همینه که اکثریت هم نظرن. به این جمله کلی خندیدم 《نفهمیدم چرا بقیه باهاش گریه کرده بودن》
رقیق القلبند.
بدبخت ترسو هم هست
من بهش فحش ندادم ولی بارها تذکر می دم که تا زمانی که ننوشتم حالا بگو ، نپر وسط حرفم یا هی نگو این کار رو می خوای بکنم ؟ حالا جالبه یه سری قوانین رو می پرسم سریع میگه قانونش اینه ولی من بهت کمک نمی کنم که فرضا بری اون کارو کنی!
این پست ۲ واحد روانشناسی اجتماعی بود
سلام.

سوادش رو ندارم متاسفانه ولی خوشحال میشم اگه وقت داشتید ، بهمون نکته ای رو گوشزد کنید
سلام عزیزم
حالا دیگه رومون نمیشه تایید کنیم حرفت را
سلام

جاش ، بهم بگو دیگه ننویس اصلا یا بگو تو چیکار به این کارا داری
سلام


درتایید کامنتی که واسه یکی ازدوستان گذاشته بودین
جلسه معاون وزیربهداشت باخبرنگارا یه نمونه ش بود.
حتما دیدن وشنیدین چه رفتارتوهین آمیزی با خبرنگاره داشت
ولی بقیه خبرنگارا چیکارکردند؟؟؟
هیچکدوم واکنشی نشون ندادند ،اعتراضی نکردند، درصورتیکه اگر
به نشانه ی اعتراض همه باهم جلسه روترک میکردند، نه تنها معاون بلکه بقیه مسئولینم حواسشونو جمع میکردند.
هرچند معاون مجبورشد بعدش عذرخواهی کنه( شاید دیدوزیر بهداشت عذرخواهی کرده اونم مجبورشد!) ولی چرا بایدفکرکنه هرطور دلش میخوادمیتونه با دیگران رفتارکنه؟!
البته اون خبرگزاری و همکارای خانم خبرنگارهم، بابت شجاعت ومطالبه گری، ازش تقدیروتشکر کردند
متاسفانه ازماست که برماست
سلام شیرین جون. ندیدم اینی که می فرمایید رو ، ولی ببینید وقتی عذر خواهی میشه یهو آرامش برقرار میشه ، منکه باهاشون حال نمی کنم کلا، ولی اتاق فکرشون مشکل داره که از رئیس پلیس ، وزیر آموزش و پرورش و امثالهم پشت اشتباه شخص وایمیستن و جامعه رو متشنج می کنند .
اینو امتحان کن به چت جی پی تی بگو بی رحمانه قضاوتم کن بعد موضوع بهش بگو
جواباش اون موقع واقعی تره
سلام . باشه ، فحشم نده
بله درست میگی. اتفاقا همین امرور دو مورد دیدم. یکی حانومی گله کرده بود که چرا مربی مهد بچه م کوله شو براش حمل نمیکنه و بچه لاغره و کوله سنگینه و ... یکی دیگه هم نوشته بود نصاب اومده شوفاژ درست کنه گفته مبل رو جابجا کن، چرا خودش جابجا نکرده و به من که یه زنم گفته! بعد همه کامنت ها هم تایید حرف نویسنده است. یک نفر نگفته شما توقع اشتباهی داری و این وظیفه این آدم ها نیست. من هم سکوت کردم. خیلی هم دیدم که اگر کسی نظر مخالف بنویسه سریع میگن خوشت نمیاد نخون!
البته واقعا انتقاد پذیر بودن کار سختیه. اگر یادت باشه من در یکی از پست هات نظر مخالفت نوشتم. برخوردت محترمانه و منطقی و بهتر از انتظارم بود ولی مشخص بود که خوشت نیومده. نوشتی معلومه تو توی اون یکی تیم هستی. در حالی که اصلا قصد من یارکشی و تیم درست کردن نبود
سلام.
سکوت کردن رو برای این میگم که هم باعث رنجش نشیم ، هم ناخودآگاه تو موضع ظالم قرار نگیریم
انتقادپذیر بودن رو خودم تو یه پستی گفتم که انتقادپذیر نیستم.
اون کامنت شما رو خوب یادمه ننوشتم تو اون یکی تیم هستی، نوشته بودم نظرت به نظر اون دوستان نزدیکتره که این یه کلید واژه است برای کسایی که بعد سال ۸۸ فضای کشور رو دیدن و مفهوم اینو می رسونه ما هم نظر نیستیم و نخواهیم شد( حداقل تو این موضوع خاص) ببین ما کلمات رو می نویسیم ولی واقعا مفهوم رو شاید نرسونیم ، الان کامنتم به سارا رو بخون اگه تند بخونی فکر می کنی مطالبه ای دارم. من در مورد کامنتت اون موقع این احساس رو داشتم که خودت یه روزی تو وضعیت یکی از اون دوستان بودی و حالا اون زخم اگرچه خوب شده جاش مونده و من اون زخم رو ناخواسته با ناخن کندم .بعد اون اتفاق بارها شده که پستی می نویسم و بعد اصلا منتشر نمی کنم چون دلم نمیخواد قلب کسی بشکنه . حالا اصلا هم آدم خوبی نیستما دلم نمی خواد کائنات بذاره تو کاسه ام. یه همچین موجود رندیم
سلام الف جان
احتمالا فکر میکنه با یک پیرزن پر از مریضى طرف هست
نمى دونم درسته یا اشتباه اما من فقط جواب ازمایش و سونو گرافى و ام ار اى تا الان دادم چت جى پى تى
کلا خوشم نمیاد ازش ، به نظرم نباید بهش رو داد
براى وبلاگ ها و نظر گذارانشون هم فقط مى تونم بگم. اوهوم
سلام
نمی دونستم از این کارها هم می کنه . برنامه بذار ، بریم بزنیمش
اوهوم
مدت دو روز بود نوه جون ها ،مرا نگه داشته بودند پیش خودشان.این روز ها جرات نداریم به نوه ها هم چیزی بگیم .به مامانش گفته مادر جان بدترین حمام عمرم مرا برد و آب تو گوشم کرد .(خنده) .
داداش جون دوازده ساله اش از بس حرف های قلنبه سلنبه(نجوم سیاره چاله) یادش داده اجازه نداده،سیر بچگی کنه .منتظر است مته آبان ماه به نیمه برسه و پنج سالگی را براش جشن بگیرند.مامانش میگن از بس تحویلش گرفته ای دیگران را بی ادب تلقی می کنه .فکر کنم من نیز باید باهاش کمی بی تفاوت باشم مبادا بازار دیگران کساد شود.حالا خوبه باهام تندی نمی کنند.تلفن می زنه میگه امروز پیشم نمیایی؟
اول این پست شما به ذهنم رسید همدلی کردن باهاش باعث شده مهد را نپذیره.جایی که به چشم نمیاد .
و نهایتا یه روز میاد که همه گناه ها را گردنم بیندازند.
سلام رضوان جون. چقدر خندیدم از جمله بدترین حمام عمر
دوستتون داره حسابی ، چقدر خوب که شما رو دارند که به دادشون برسید ، خوبه که نازکش داره
اخه لامصب چطوری انقدر دقیقااااا یعنی دقیقااااا همیشه می زنی به هدف؟ بخدا تو حیفی که فقط اینجا خونده بشی، به نظرم باید آدمای بیشتری از صحبتهات استفاده کنند.

یعنی واقعا برای یافتن جواب به سوالهام. اما خوب هر کسی خودش بهتر می دونه
من اینو برای اولین بار وقتی یکی داشت می گفت می خوام بازم بچه دار شم دیدم. خانومه واقعا تو هندل کردن زندگی خودش و بچه های فعلی مونده بود و به شدت با همسرش ناسازگار بود بعد همه نوشته بودند وای چه تصمیم عالی گرفتی
من واقعا اگر می خواستم کامنت بزارم باید یه سری حقایق رو براساس نوشته های خودش بولد می کردم دیدم بهتره کلا چیزی ننویسم
من نمی دونم چطوری با چت جی پی تی صحبتهای اینطوری می کنن. من راحت نیستم. بیشتر استفاده ابزاری می کنم
سلام ویرگول جانم ، ببین بازی رو بهم زدی نباید تعریف کنی الان
محبت داری بهم، اگه خطر جانی نداره سکوت راه حله به نظرم
خیلی ها ازش استفاده می کنند ولی کمتر دیدم کسی اعتماد کامل داشته باشه به داده هاش